پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۳

اگر مقدار عشق پاک را دلدار دانستی

مرا بسیار جستی قدر من بسیار دانستی

نبودی کوه کن در عشق اگر بی‌غیرتی چون من

رقابت با هوسناکی چو خسرو عار دانستی

به قدر درک و دانش مرد را مقدار می‌دانند

چه خوش بودی اگر یار من این مقدار دانستی

تفاوت‌ها شدی در غیرت و بی‌غیرتی پیدا

اگر آن بی‌تفاوت یار از اغیار دانستی

سیه‌چشمی که درخوابست از کید بداندیشان

چه بودی قدر پاس دیدهٔ بیدار دانستی

بت پر کار من کائین دل‌داری نمی‌داند

نجستی یک دل از دستش اگر این کار دانستی

نگشتی شعلهٔ بازار رنجش یک نفس ساکن

اگر ازار او را محتشم آزار دانستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۵مرا به دست غم خود گذاشتی رفتی
  2. شمارهٔ ۵۵۶به رقیب سفری وعدهٔ رفتن دادی
  3. شمارهٔ ۵۵۷بریدی از من آن پیوند با بدخواه هم کردی
  4. شمارهٔ ۵۵۸اگر آگه ز اخلاص من آزرده دل گردی
  5. شمارهٔ ۵۵۹بر در درج قفل زدم یک چندی
  6. شمارهٔ ۵۶۰چو می‌نماید، که هست با من، جفا و جورت، ز روی یاری
  7. شمارهٔ ۵۶۱زد به درونم آتش تنگ قبا سواری
  8. شمارهٔ ۵۶۲دلا زان گل بریدی خاطرت آسود پنداری
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.