پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۸

اگر آگه ز اخلاص من آزرده دل گردی

ز بیدادی که بر من کرده باشی منفعل گردی

مکن چون لاله چاکم در دل پرخون که می‌ترسم

در و داغ وفای خود به بینی و خجل گردی

دلت روشن‌تر از آیینهٔ صبح است می‌خواهم

که بر تحقیق مهرم یک نفس بر گرد دل گردی

چو بی‌جرمی به تیغ بی‌دریغم می‌کنی بسمل

چنان کن باری ای نامهربان کز من بحل گردی

تو ای مرغ دل از پروانه خود کم نه و باید

که تا جانباشدت بر گرد آن شمع چه گل گردی

رقیبان چون گسستی از دلش سررشتهٔ مهرم

الهی با نصیب از وصل آن پیمان گسل گردی

اگر خواهی ز گرد غیر خالی کوی آن مه را

به گردش محتشم چون باد باید متصل گردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۰چو می‌نماید، که هست با من، جفا و جورت، ز روی یاری
  2. شمارهٔ ۵۶۱زد به درونم آتش تنگ قبا سواری
  3. شمارهٔ ۵۶۲دلا زان گل بریدی خاطرت آسود پنداری
  4. شمارهٔ ۵۶۳این طلعت و رخسار که دارد که تو داری
  5. شمارهٔ ۵۶۴سرلشگر حسن است نگاهی که تو داری
  6. شمارهٔ ۵۶۵باز ای دل شورانگیز رو سوی کسی داری
  7. شمارهٔ ۵۶۶باز بر من نظر افکنده شکار اندازی
  8. شمارهٔ ۵۶۷چه باشد گر سنان غمزه را زین تیزتر سازی
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.