پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۴

سرلشگر حسن است نگاهی که تو داری

ترکش کش او چشم سیاهی که تو داری

جوشن در صبر است شکیبنده دلان را

رخساره چون پنجه ماهی که تو داری

بر قدرت خود تکیه کند حسن چو گردد

صیقل گرمه طرف کلاهی که تو داری

بر یوسفیت حسن گواه است و عجب نیست

صد دعوی ازین به گواهی که تو داری

به نما به ملک روی که سازد ز رقابت

در نامه من ثبت گناهی که تو داری

ز آلودگی بال ملایک به حذر باش

ای اشگ جگرگون سر راهی که تو داری

در بزم سبک می‌کندت محتشم امشب

بی‌لنگری شعلهٔ آهی که تو داری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۶باز بر من نظر افکنده شکار اندازی
  2. شمارهٔ ۵۶۷چه باشد گر سنان غمزه را زین تیزتر سازی
  3. شمارهٔ ۵۶۸به جرم این که گفتم سوز خود با عالم‌افروزی
  4. شمارهٔ ۵۶۹از بهر حسرت دادنم هر لحظه منشین با کسی
  5. شمارهٔ ۵۷۰دل را اگر ز صبر به جان آورد کسی
  6. شمارهٔ ۵۷۱توسن حسن کرده زین طفل غیور سرکشی
  7. شمارهٔ ۵۷۲شوق مِی گرداندم بر گرد شمع سرکشی
  8. شمارهٔ ۵۷۳نکشد ناز مسیح آن که تو جانش باشی
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.