پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۶

باز بر من نظر افکنده شکار اندازی

به شکار آمده در دشت دلم شهبازی

کرده از گوشه کنارم هدف ناوک ناز

گوشه چشم خدنگ افکن صید اندازی

خون بهای دو جهانست در اثنای عتاب

از لبش خنده‌ای از گوشهٔ چشمش نازی

سخن مجلسیش می‌کشد از ذوق مرا

چون زیم گر شنوم روزی از آن لب رازی

به زکات قدمت بر لب بام آی امشب

چون به گوشت رسد آلوده به درد آوازی

چشمت از غمزه مرا کشت و لب زنده نساخت

آخر ای یوسف عیسی نفسان اعجازی

محتشم دل چو به آن غمزه سپردی زنهار

برحذر باش که واقف نشود غمازی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۸به جرم این که گفتم سوز خود با عالم‌افروزی
  2. شمارهٔ ۵۶۹از بهر حسرت دادنم هر لحظه منشین با کسی
  3. شمارهٔ ۵۷۰دل را اگر ز صبر به جان آورد کسی
  4. شمارهٔ ۵۷۱توسن حسن کرده زین طفل غیور سرکشی
  5. شمارهٔ ۵۷۲شوق مِی گرداندم بر گرد شمع سرکشی
  6. شمارهٔ ۵۷۳نکشد ناز مسیح آن که تو جانش باشی
  7. شمارهٔ ۵۷۴آن که هرگز نزد از شرم در معشوقی
  8. شمارهٔ ۵۷۵بر روی یار اغیار را چشمی به آن آلودگی
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.