پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۴

آن که هرگز نزد از شرم در معشوقی

امشب افکند به سویم نظر معشوقی

امشب از چشم سیه چاشنی غمزه فشاند

که نظر کرد به سویم ز سر معشوقی

امشب از پای فتادم که پیاپی می‌کرد

در دل من گذر از رهگذر معشوقی

امشب از من حرکت رفت که بیش از همه شب

یافتم در حرکاتش اثر معشوقی

از کمر بستنش امروز یقین شد که حریف

بهر من بسته به دقت کمر معشوقی

نوبر باغ جمالست که پیدا شده است

از نهال قد آن گل ثمر معشوقی

...

زنده مانم چو در آمدز در معشوقی

محتشم مژده که پیک نظر آزادیست

به دل از مصر جمالش خبر معشوقی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۶ساربان بر ناقه می‌بندد به سرعت محملی
  2. شمارهٔ ۵۷۷از باده عیشم بود مستانه به کف جامی
  3. شمارهٔ ۵۷۸رفتی و رفت بی‌رخت از دیده روشنی
  4. شمارهٔ ۵۷۹دم بسمل شدن در قبله باید روی قربانی
  5. شمارهٔ ۵۸۰ز اشک سرخ برای نزول جانانی
  6. شمارهٔ ۵۸۱به زبان غمزه رانی چو روم به عشوه خوانی
  7. شمارهٔ ۵۸۲گذری به ناز و گوئی ز چه باز دلگرانی
  8. شمارهٔ ۵۸۳اقبال ظفر پیوند در کار جهانبانی
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.