پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸۳

اقبال ظفر پیوند در کار جهانبانی

اقبال ولیخا نیست اقبال ولیخانی

جز وی به که داد ایزد در سلک سرافرازان

اقبال شهنشاهی در مرتبهٔ خانی

مخلوق به این نصرت ممکن نبود گویا

موجود به شکل او شد نصرت ربانی

آن ضبط و پی افشردن در ضبط اساس ملک

بعد دو جهانی داشت از طاقت انسانی

سلطانی و خانی را شرمست ز شان وی

آن منصب دیگر را حق داردش ارزانی

در ملک سخا جاهیست کانجا به رضای او

یک مورچه می‌بخشد صد ملک سلیمانی

از دور فلک دورش دور است که بی‌جنبش

دست دگرست اینجا در دایره گردانی

در مدح ولیخان باد برپا علم کلکش

تا محتشم افرازد رایات سخن رانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸۵چنان مکن که مرا هم نفس به آه کنی
  2. شمارهٔ ۵۸۶ساقیا چون جام جمشیدی پر از می می‌کنی
  3. شمارهٔ ۵۸۷محتشم چون عمر صرف خدمت وی می‌کنی
  4. شمارهٔ ۵۸۸نگشتی یار من تا طور یاری‌های من بینی
  5. شمارهٔ ۵۸۹این است که خوار و زارم از وی
  6. شمارهٔ ۵۹۰دیده‌ام مست و سرانداز و غزلخوان برهی
  7. شمارهٔ ۵۹۱من و ملکی و خریداری مژگان سیهی
  8. شمارهٔ ۵۹۲ای رشگ بتان به کج کلاهی
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.