پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۲

ای رشگ بتان به کج کلاهی

قربان سرت شوم اللهی

تو بسته میان به کشتن من

من بسته کمر به عذرخواهی

روی تو ز باده ارغوانی

رخسارهٔ من ز غصه کاهی

من خورده قسم به عصمت تو

تو داده به خون من گواهی

ماهی تو درین لباس شبرنگ

یا آب حیات در سیاهی

گویند که ماهی و نگویند

وصف مه روی تو کماهی

ابرو بنما و رخ که بینند

در خیمهٔ آفتاب ماهی

ای بر سر تو همای دولت

انداخته سایهٔ الهی

بر محتشم گدا ببخشای

شکرانهٔ این که پادشاهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹۴مرا حرص نگه هردم به رغبت می‌برد جائی
  2. شمارهٔ ۵۹۵به جائی امن آرامیده مرغی داشت ماوایی
  3. شمارهٔ ۵۹۶در سیر چمن دیدم سرو چمن آرائی
  4. شمارهٔ ۵۹۷نیست پیوند گسل مرغ دل شیدائی
  5. شمارهٔ ۵۹۸صورت به این لطافت سیرت به این نکوئی
  6. شمارهٔ ۵۹۹دل خود رای مرا برده گل خودروئی
  7. شمارهٔ ۶۰۰به جائی دلت گرم سوداست گوئی
  8. شمارهٔ ۶۰۱هنوزت به ما کینه برجاست گویی
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.