پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸۴

رو ای صبا بر آن سرو دلستان که تو دانی

زمین به بوس که منت در آن زمان که تو دانی

چو شرح حال تو پرسد ز محرمان به اشارت

بگو که قاصدم از جانب فلان که تو دانی

پس از نیاز به او عرض کن چنانکه نرنجد

حکایتی ز زبانم به آن زبان که تو دانی

اگر به خنده لب کامبخش خود نگشاید

ازو به گریه و زاری طلب کن آن که تو دانی

وگر به ابروی پرچین گره زند به کرشمه

گره‌گشائی ازین کار کن چنان که تو دانی

نشان خنده چو پیدا بود از آن لب نوشین

همان به خواه که گفتیم به آن لسان که تو دانی

به جز صبا که برد محتشم چنین غزلی را

دلیر جانب آن سرو نکته‌دان که تو دانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸۶ساقیا چون جام جمشیدی پر از می می‌کنی
  2. شمارهٔ ۵۸۷محتشم چون عمر صرف خدمت وی می‌کنی
  3. شمارهٔ ۵۸۸نگشتی یار من تا طور یاری‌های من بینی
  4. شمارهٔ ۵۸۹این است که خوار و زارم از وی
  5. شمارهٔ ۵۹۰دیده‌ام مست و سرانداز و غزلخوان برهی
  6. شمارهٔ ۵۹۱من و ملکی و خریداری مژگان سیهی
  7. شمارهٔ ۵۹۲ای رشگ بتان به کج کلاهی
  8. شمارهٔ ۵۹۳دارم سری پر از شور از طفل کج کلاهی
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.