پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸۷

محتشم چون عمر صرف خدمت وی می‌کنی

پادشاهی گر نکردی این زمان کی می‌کنی

توسن عمر آن جهان‌پیما ستور باد پا

یک جهان طی می‌کند چون بادپا هی می‌کنی

سختی راه محبت را دلیل این بس که تو

در نخستین منزلی هرچند ره طی می‌کنی

ساقیا بر ساحل غم مانده‌ام وقتست اگر

کشیت ساغر روان در قلزم می می‌کنی

سنبل از تاب جمالت می‌نشیند در عرق

زلف را هرگه نقاب روی پر خوی می‌کنی

آهوان در پایت ای مجنون از آن سر می‌نهند

کآشنایی با سگ لیلی پیاپی می‌کنی

گفته بودی می‌کنم با محتشم روزی وفا

شاه خوبان وعده کردی و وفا کی می‌کنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸۹این است که خوار و زارم از وی
  2. شمارهٔ ۵۹۰دیده‌ام مست و سرانداز و غزلخوان برهی
  3. شمارهٔ ۵۹۱من و ملکی و خریداری مژگان سیهی
  4. شمارهٔ ۵۹۲ای رشگ بتان به کج کلاهی
  5. شمارهٔ ۵۹۳دارم سری پر از شور از طفل کج کلاهی
  6. شمارهٔ ۵۹۴مرا حرص نگه هردم به رغبت می‌برد جائی
  7. شمارهٔ ۵۹۵به جائی امن آرامیده مرغی داشت ماوایی
  8. شمارهٔ ۵۹۶در سیر چمن دیدم سرو چمن آرائی
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.