پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸۸

نگشتی یار من تا طور یاری‌های من بینی

نبردی دل ز من تا جان‌سپاری‌های من بینی

ندادی اختیار کشتن من ترک چشمت را

که در جان باختن بی‌اختیاری‌های من بینی

دگرگون حال زان خالم نکردی تا حسودان را

بر آتش چون سپند از بی‌قراری‌های من بینی

گران بارم نکردی از غم مردآزمای خود

که با نازکدلی‌ها بردباری‌های من بینی

نشد در جام بهر امتحانم بادهٔ وصلت

که با چندین هوس پرهیزگاری‌های من بینی

به قصد جان نخواندی دادی از نقد وفا بر من

که در نرد محبت خوش‌قماری‌های من بینی

نکردی محرم رازم که بهر امتحان هم خود

به غمازی درآیی رازداری‌های من بینی

نکردی ذکر خود را زیور لفظم که چون خوانی

کتاب عاشقان را یادگاری‌های من بینی

نشد کاری به جنبش کلک فکر محتشم یعنی

نگار من شوی دیوان‌نگاری‌های من بینی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹۰دیده‌ام مست و سرانداز و غزلخوان برهی
  2. شمارهٔ ۵۹۱من و ملکی و خریداری مژگان سیهی
  3. شمارهٔ ۵۹۲ای رشگ بتان به کج کلاهی
  4. شمارهٔ ۵۹۳دارم سری پر از شور از طفل کج کلاهی
  5. شمارهٔ ۵۹۴مرا حرص نگه هردم به رغبت می‌برد جائی
  6. شمارهٔ ۵۹۵به جائی امن آرامیده مرغی داشت ماوایی
  7. شمارهٔ ۵۹۶در سیر چمن دیدم سرو چمن آرائی
  8. شمارهٔ ۵۹۷نیست پیوند گسل مرغ دل شیدائی
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.