پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۰

دیده‌ام مست و سرانداز و غزلخوان برهی

شاه مشرب پسری ترک وشی کج کلهی

نخل آتش ثمری سرو مرصع کمری

عالم‌افروز سهیلی علم افراز مهی

قدر بَهاینده جان چشم فریبندهٔ دل

طرفهٔ طاوس خرامی عجب آهو نگهی

ملک دل می‌رود از دست که کردست ظهور

شاه عاشق حشمی خسرو یک دل سپهی

نقد جان بر طبق عرض نه ای دل که رسید

باج خواهنده مهی کیسه تهی پادشهی

غیر ازو گر همه جان برد و بحل گشت که دید

جان ستان آدمی رستمی بی‌گنهی

محتشم بهر فرود آمدن آن شه حسن

ساز از دیده وثاقی و ز دل بارگهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹۲ای رشگ بتان به کج کلاهی
  2. شمارهٔ ۵۹۳دارم سری پر از شور از طفل کج کلاهی
  3. شمارهٔ ۵۹۴مرا حرص نگه هردم به رغبت می‌برد جائی
  4. شمارهٔ ۵۹۵به جائی امن آرامیده مرغی داشت ماوایی
  5. شمارهٔ ۵۹۶در سیر چمن دیدم سرو چمن آرائی
  6. شمارهٔ ۵۹۷نیست پیوند گسل مرغ دل شیدائی
  7. شمارهٔ ۵۹۸صورت به این لطافت سیرت به این نکوئی
  8. شمارهٔ ۵۹۹دل خود رای مرا برده گل خودروئی
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.