پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸۶

ساقیا چون جام جمشیدی پر از می می‌کنی

گرنه این دم فکر برگی می‌کنی کی می‌کنی

من نه آنم کز تو پیوند محبت بگسلم

بند بندم گر به تیغ قهر چون نی می‌کنی

آنچه در دل بردن از لطف دمادم می‌کنند

این فسون‌سازان تو از جور پیاپی می‌کنی

سر به صحرا می‌دهی ای قبلهٔ لیلی‌وَشان

هرکه را مجنون‌صفت آواره از حی می‌کنی

ساقیا طی کن بساط غم در آن بحر نشاط

کز نم فیضش گذار از حاتم طی می‌کنی

محمل لیلی به سرعت می‌بری ای ساربان

گر بدانی حال مجنون ناقه را پی می‌کنی

محتشم از ضعف چون گیتی چنانی این زمان

جای آن دارد اگر جا در دل و پی می‌کنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸۸نگشتی یار من تا طور یاری‌های من بینی
  2. شمارهٔ ۵۸۹این است که خوار و زارم از وی
  3. شمارهٔ ۵۹۰دیده‌ام مست و سرانداز و غزلخوان برهی
  4. شمارهٔ ۵۹۱من و ملکی و خریداری مژگان سیهی
  5. شمارهٔ ۵۹۲ای رشگ بتان به کج کلاهی
  6. شمارهٔ ۵۹۳دارم سری پر از شور از طفل کج کلاهی
  7. شمارهٔ ۵۹۴مرا حرص نگه هردم به رغبت می‌برد جائی
  8. شمارهٔ ۵۹۵به جائی امن آرامیده مرغی داشت ماوایی
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.