پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۵

بر روی یار اغیار را چشمی به آن آلودگی

غلطان به خاک احباب را اشگی به آن پالودگی

مجنون چو افشاند آستین بر وصل تا روز جزا

دامان لیلی پاک ماند از تهمت آلودگی

نازش برای عشوه ای صد لابه می‌فرمایدم

صورت نمی‌بندد دگر نازی به این فرمودگی

از دیدن او پندگو یک‌باره منعم می‌کند

در عمر خود نشنیده‌ام پندی به این بیهودگی

پای طلب کوتاه گشت از بس که در ره سوده شد

کوته نمی‌گردد ولی پای امید از سودگی

آسر که دیدی خاک گشت از آستان فرسائیش

وان آستان هم باز رست از زحمت فرسودگی

خوش رفتی آخر محتشم آسوده در خواب عدم

هرگز نکردی در جهان خوابی به این آسودگی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۷از باده عیشم بود مستانه به کف جامی
  2. شمارهٔ ۵۷۸رفتی و رفت بی‌رخت از دیده روشنی
  3. شمارهٔ ۵۷۹دم بسمل شدن در قبله باید روی قربانی
  4. شمارهٔ ۵۸۰ز اشک سرخ برای نزول جانانی
  5. شمارهٔ ۵۸۱به زبان غمزه رانی چو روم به عشوه خوانی
  6. شمارهٔ ۵۸۲گذری به ناز و گوئی ز چه باز دلگرانی
  7. شمارهٔ ۵۸۳اقبال ظفر پیوند در کار جهانبانی
  8. شمارهٔ ۵۸۴رو ای صبا بر آن سرو دلستان که تو دانی
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.