پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸۰

ز اشک سرخ برای نزول جانانی

شدست خانهٔ چشمم نقش ایوانی

مباش این همه ای گنج حسن در دل غیر

بیا که هست مرا نیز کنج ویرانی

به لاله زار دل داغدار من بگذر

که دهر یاد ندارد چنین گلستانی

چه شد که گر از بی‌تکلفی یک بار

شود مقام گدا تکیه‌گاه سلطانی

به نیم جان که دلم راست شاه من چه عجب

گر انفعال کشد پیش چون تو مهمانی

به دود مجمره حاجت ندارد آن محفل

که سازیش تو معطر به گرد دامانی

درآ ز در ای جان که محتشم بی‌توست

مثال صورت دیوار و جسم بی‌جانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸۲گذری به ناز و گوئی ز چه باز دلگرانی
  2. شمارهٔ ۵۸۳اقبال ظفر پیوند در کار جهانبانی
  3. شمارهٔ ۵۸۴رو ای صبا بر آن سرو دلستان که تو دانی
  4. شمارهٔ ۵۸۵چنان مکن که مرا هم نفس به آه کنی
  5. شمارهٔ ۵۸۶ساقیا چون جام جمشیدی پر از می می‌کنی
  6. شمارهٔ ۵۸۷محتشم چون عمر صرف خدمت وی می‌کنی
  7. شمارهٔ ۵۸۸نگشتی یار من تا طور یاری‌های من بینی
  8. شمارهٔ ۵۸۹این است که خوار و زارم از وی
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.