پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸۱

به زبان غمزه رانی چو روم به عشوه خوانی

به تو ناز داد یاد این همه مختلف زبانی

سگی از تو شهسوارم به قبول و رد چکارم

بود آن که اضطرارم که نخوانی و نرانی

اگرم برون ز امکان دو جهان بود بر از جان

همه در ره تو ریزم که عزیزتر ز جانی

دو جهان ز توست ای مه بکشی اگر یکی را

به تو کس چه می‌تواند مکن آن چه می‌توانی

همهٔ فتنه روید از خاک و ستیزه خیزد از گل

به زمین کرشمه ریزان چو سمند ناز رانی

به زبان جور ممکن بود امتحان عاشق

تو به تیغم آزمودی و همان در امتحانی

بگذر ز کین که ترسم به زمین بشر نماند

که ارادهٔ تو ماند به قضای آسمانی

طلبی که یار نازی نکشد چه لذت او را

دل شوق گرم دارد ارنی ز لن ترانی

چو شدی به غیر یاران همه رازهای پنهان

دگری اگر بداند تو ز محتشم ندانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸۳اقبال ظفر پیوند در کار جهانبانی
  2. شمارهٔ ۵۸۴رو ای صبا بر آن سرو دلستان که تو دانی
  3. شمارهٔ ۵۸۵چنان مکن که مرا هم نفس به آه کنی
  4. شمارهٔ ۵۸۶ساقیا چون جام جمشیدی پر از می می‌کنی
  5. شمارهٔ ۵۸۷محتشم چون عمر صرف خدمت وی می‌کنی
  6. شمارهٔ ۵۸۸نگشتی یار من تا طور یاری‌های من بینی
  7. شمارهٔ ۵۸۹این است که خوار و زارم از وی
  8. شمارهٔ ۵۹۰دیده‌ام مست و سرانداز و غزلخوان برهی
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.