پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۶

ساربان بر ناقه می‌بندد به سرعت محملی

چون جرس ز اندیشه در بر میتپد نالان دلی

محمل آرائیست یکجا گرم با صد آب و تاب

جای دیگر آه سرد و گریهٔ بی‌حاصلی

یک طرف در نیت پرواز باز جان شکار

یک طرف در اضطراب مرگ مرغ بسملی

شهر ویران کرده‌ای را باد صحرا در دماغ

باد در کف چون گل از وی بی‌دلی پا در گلی

وای بر صحرائیان کز شهر بیرون میرود

بی‌ترحم صید بندی ناپشیمان قاتلی

سیل اشگ من گر افتد از پی این کاروان

ز آفت طوفان خطر گاهی شود هر منزلی

از بنی‌آدم ندیدم محتشم مانند تو

وصل را نامستعدی انس را ناقابلی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۸رفتی و رفت بی‌رخت از دیده روشنی
  2. شمارهٔ ۵۷۹دم بسمل شدن در قبله باید روی قربانی
  3. شمارهٔ ۵۸۰ز اشک سرخ برای نزول جانانی
  4. شمارهٔ ۵۸۱به زبان غمزه رانی چو روم به عشوه خوانی
  5. شمارهٔ ۵۸۲گذری به ناز و گوئی ز چه باز دلگرانی
  6. شمارهٔ ۵۸۳اقبال ظفر پیوند در کار جهانبانی
  7. شمارهٔ ۵۸۴رو ای صبا بر آن سرو دلستان که تو دانی
  8. شمارهٔ ۵۸۵چنان مکن که مرا هم نفس به آه کنی
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.