پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۹

از بهر حسرت دادنم هر لحظه منشین با کسی

اوقات خود ضایع مکن بر رغم چون من ناکسی

از شوخیت بر قتل خود دارم گمان اما کجا

پروای این ناکس کند مثل تو بی‌پروا کسی

اقبال و ادبارم نگر کامشب به راهی این پسر

تنها دچارم گشت و من همراه بودم با کسی

با غیر اگر عمری بود پیدا نگردد هیچ کس

یک دم به من چون برخورد در دم شود پیدا کسی

با آن که خار غیرتم در پا بود از پی دوم

در راه چون همره شود با آن گل رعنا کسی

سر در خطر تن در عنا دل در گرو جان در بلا

فکر سلامت چون کند با این ملامت‌ها کسی

داری ز شیدا گشتگان رسوا بسی در دشت غم

در سلگ ایشان محتشم رسواتر از رسوا کسی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۱توسن حسن کرده زین طفل غیور سرکشی
  2. شمارهٔ ۵۷۲شوق مِی گرداندم بر گرد شمع سرکشی
  3. شمارهٔ ۵۷۳نکشد ناز مسیح آن که تو جانش باشی
  4. شمارهٔ ۵۷۴آن که هرگز نزد از شرم در معشوقی
  5. شمارهٔ ۵۷۵بر روی یار اغیار را چشمی به آن آلودگی
  6. شمارهٔ ۵۷۶ساربان بر ناقه می‌بندد به سرعت محملی
  7. شمارهٔ ۵۷۷از باده عیشم بود مستانه به کف جامی
  8. شمارهٔ ۵۷۸رفتی و رفت بی‌رخت از دیده روشنی
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.