پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۱

توسن حسن کرده زین طفل غیور سرکشی

تا تو نگاه کرده‌ای گشته بلند آتشی

سکه عشق می‌شود تازه که باز از بتان

نوبت حسن می‌زند کودک پادشه وشی

گشته به قصد بی‌دلان مایل خانه کمان

صید فکن خدنگی از پادشاهانه‌تر کشی

سهم کشنده ناوکی می‌کشدم که در پیم

داده عنان رخش کین صید کشی کمان کشی

در حرکات پشت زین هست سبک‌تر از صبا

آن که بپا نشست ازو کوه کشیده ابرشی

ای منم از خمار غم کز تازه دگر

ساقی عشق در قدح کرده شراب بی‌غشی

باز به بزم زلف را دام که کرده بوده‌ای

کامد از انجمن برون محتشم مشوشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۳نکشد ناز مسیح آن که تو جانش باشی
  2. شمارهٔ ۵۷۴آن که هرگز نزد از شرم در معشوقی
  3. شمارهٔ ۵۷۵بر روی یار اغیار را چشمی به آن آلودگی
  4. شمارهٔ ۵۷۶ساربان بر ناقه می‌بندد به سرعت محملی
  5. شمارهٔ ۵۷۷از باده عیشم بود مستانه به کف جامی
  6. شمارهٔ ۵۷۸رفتی و رفت بی‌رخت از دیده روشنی
  7. شمارهٔ ۵۷۹دم بسمل شدن در قبله باید روی قربانی
  8. شمارهٔ ۵۸۰ز اشک سرخ برای نزول جانانی
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.