پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۲

شوق مِی گرداندم بر گرد شمع سرکشی

همتی یاران که خود را میزنم برآتشی

همچو خاشاکی که بادش در رباید ناگهان

خواهد از جاکندنم جولان تازی ابرشی

ناوکی کامروز دارم این قدرها زخم ازو

خواهد آوردن قضا فرد ابروان از ترکشی

توبه‌های مستی عشقم خطر دارد که باز

پیش لب آورده دورانم شراب بی‌غشی

باده‌ای کامروز دارد سرخوشم از بوی خود

هوش فردا کی گذارد در چو من دریاکشی

از می لطفش چو نزدیکان جهانی جرعه کش

من چو دوران چاشنی از جام استغنا چشی

از وثاق محتشم فردا برون خواهد دوید

خانه‌سوزی، شور در شهر افکنی، مجنون وشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۴آن که هرگز نزد از شرم در معشوقی
  2. شمارهٔ ۵۷۵بر روی یار اغیار را چشمی به آن آلودگی
  3. شمارهٔ ۵۷۶ساربان بر ناقه می‌بندد به سرعت محملی
  4. شمارهٔ ۵۷۷از باده عیشم بود مستانه به کف جامی
  5. شمارهٔ ۵۷۸رفتی و رفت بی‌رخت از دیده روشنی
  6. شمارهٔ ۵۷۹دم بسمل شدن در قبله باید روی قربانی
  7. شمارهٔ ۵۸۰ز اشک سرخ برای نزول جانانی
  8. شمارهٔ ۵۸۱به زبان غمزه رانی چو روم به عشوه خوانی
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.