پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۵

باز ای دل شورانگیز رو سوی کسی داری

چشم از همه پوشیده بر روی کسی داری

ای آتش دل با آن کز دست تو می‌سوزم

چون از تو کنم شکوه تو خوی کسی داری

هر گل که به باغ آید می‌بویم و می‌گویم

در پای تو میرم من تو بوی کسی داری

ای دل ز سجود تو محراب به تنگ آید

ورنه نظر گویا ابروی کسی داری

بگسل ز من ای عاقل ورنه نفسی دیگر

زنجیر جنون بر پا از موی کسی داری

ای محتشم ار دهرت همسایه مجنون کرد

خوش باش که جا در عشق پهلوی کسی داری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۷چه باشد گر سنان غمزه را زین تیزتر سازی
  2. شمارهٔ ۵۶۸به جرم این که گفتم سوز خود با عالم‌افروزی
  3. شمارهٔ ۵۶۹از بهر حسرت دادنم هر لحظه منشین با کسی
  4. شمارهٔ ۵۷۰دل را اگر ز صبر به جان آورد کسی
  5. شمارهٔ ۵۷۱توسن حسن کرده زین طفل غیور سرکشی
  6. شمارهٔ ۵۷۲شوق مِی گرداندم بر گرد شمع سرکشی
  7. شمارهٔ ۵۷۳نکشد ناز مسیح آن که تو جانش باشی
  8. شمارهٔ ۵۷۴آن که هرگز نزد از شرم در معشوقی
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.