پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۲

دلا زان گل بریدی خاطرت آسود پنداری

تو را با او دگر کاری نخواهد بود پنداری

تو بر خود بسته‌ای یک باره راه اشگ ای دیده

نخواهد کرد دیگر آتش من دود پنداری

تو تحسین خواهی ای ناصح که منعم کرده‌ای زان در

به خوش پندی من درمانده را خشنود پنداری

فریبی خورده‌ای ای غیر از آن پرکار پندارم

که خود را باز مقبول و مرا مردود پنداری

رسید و به عتاب از من گذشت آن ترک نازک خود

دعائی گفتمش در زیر لب نشنود پنداری

مقرر کرده بهر مدعی مشکل‌ترین قتلی

ز یاران خواهد این خدمت به من فرمود پنداری

چو بر درد جدائی محتشم گردیده‌ای صابر

به صبر این درد پیدا می‌کند بهبود پنداری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۴سرلشگر حسن است نگاهی که تو داری
  2. شمارهٔ ۵۶۵باز ای دل شورانگیز رو سوی کسی داری
  3. شمارهٔ ۵۶۶باز بر من نظر افکنده شکار اندازی
  4. شمارهٔ ۵۶۷چه باشد گر سنان غمزه را زین تیزتر سازی
  5. شمارهٔ ۵۶۸به جرم این که گفتم سوز خود با عالم‌افروزی
  6. شمارهٔ ۵۶۹از بهر حسرت دادنم هر لحظه منشین با کسی
  7. شمارهٔ ۵۷۰دل را اگر ز صبر به جان آورد کسی
  8. شمارهٔ ۵۷۱توسن حسن کرده زین طفل غیور سرکشی
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.