پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۲

ای گل خودرو چه بد کردم که خوارم ساختی

آبرویم بردی و بی‌اعتبارم ساختی

اختیار کشتنم دادی به دست مدعی

در هلاک خویشتن بی‌اختیارم ساختی

شرم از مهر و وفای من نبودت ای دریغ

کز جفا در پیش مردم شرمسارم ساختی

چون گشودی بهر دشنامم زبان دیگر به خشم

کز ستم بسمل به تیغ آبدارم ساختی

چارهٔ کار خود از لطف تو می‌جستم مدام

چاره‌ام کردی ز روی لطف و کارم ساختی

بعد قهر از یاریت امید لطفی داشتم

لطف فرمودی به قتل امیدوارم ساختی

محتشم آن روز روزم تیره کردی کز جنون

بسته زنجیر زلف آن نگارم ساختی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۴کاش یارم از ستم دایم مکدر داشتی
  2. شمارهٔ ۵۵۵مرا به دست غم خود گذاشتی رفتی
  3. شمارهٔ ۵۵۶به رقیب سفری وعدهٔ رفتن دادی
  4. شمارهٔ ۵۵۷بریدی از من آن پیوند با بدخواه هم کردی
  5. شمارهٔ ۵۵۸اگر آگه ز اخلاص من آزرده دل گردی
  6. شمارهٔ ۵۵۹بر در درج قفل زدم یک چندی
  7. شمارهٔ ۵۶۰چو می‌نماید، که هست با من، جفا و جورت، ز روی یاری
  8. شمارهٔ ۵۶۱زد به درونم آتش تنگ قبا سواری
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.