پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۰

بیش از دی گرم استغنا زدن گردیده‌ای

غالبا امروز در آیینه خود را دیده‌ای

کلفتی داری و پنهان داری از من گوئیا

این که با غیر الفتت فهمیده‌ام فهمیده‌ای

گشت معلومم که در گوشت چه آهنگی خوش است

چون شنیدم کز غرض گو حال من پرسیده‌ای

چون شوی با غیر بد مخصوص خود گردانیم

آلت اعراض غیرم خوب گردانیده‌ای

چون نمی‌رنجی تو از کس جز به جرم دوستی

حیرتی دارم که از دشمن چرا رنجیده‌ای

پنبه‌ای در گوش نه تا ننهی از غیرت به داغ

این که می‌گویند بدگویان اگر نشنیده‌ای

محتشم کافتاده زار از پرسش بی جای تو

کشته‌ای او را و پنداری که آمرزیده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۲ای گل خودرو چه بد کردم که خوارم ساختی
  2. شمارهٔ ۵۵۳اگر مقدار عشق پاک را دلدار دانستی
  3. شمارهٔ ۵۵۴کاش یارم از ستم دایم مکدر داشتی
  4. شمارهٔ ۵۵۵مرا به دست غم خود گذاشتی رفتی
  5. شمارهٔ ۵۵۶به رقیب سفری وعدهٔ رفتن دادی
  6. شمارهٔ ۵۵۷بریدی از من آن پیوند با بدخواه هم کردی
  7. شمارهٔ ۵۵۸اگر آگه ز اخلاص من آزرده دل گردی
  8. شمارهٔ ۵۵۹بر در درج قفل زدم یک چندی
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.