پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۹

دی باز جرعه نوش ز جام که بوده‌ای

صد کام تلخ کرده به کام که بوده‌ای

آنجا که بود بهر تو در خاک دامها

دام که پاره کرده و رام که بوده‌ای

آنجا که جسته‌اند تو را چون هلال عید

برقع گشودهٔ ماه تمام که بوده‌ای

سرگرمیت چو برده به کسب هوا برون

خورشیدوار بر در و بام که بوده‌ای

ای صد هزار صید دل آزاد کرده‌ات

خود صیدوار بسته دام که بوده‌ای

شب عارفانه ساقی بزم که گشته‌ای

تا روز جرعه نوش ز جام که بوده‌ای

در حالت شکفتگی از رغم محتشم

حالت طلب ز طرز کلام که بوده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۱بر دل فکنده پرتو نادیده آفتابی
  2. شمارهٔ ۵۵۲ای گل خودرو چه بد کردم که خوارم ساختی
  3. شمارهٔ ۵۵۳اگر مقدار عشق پاک را دلدار دانستی
  4. شمارهٔ ۵۵۴کاش یارم از ستم دایم مکدر داشتی
  5. شمارهٔ ۵۵۵مرا به دست غم خود گذاشتی رفتی
  6. شمارهٔ ۵۵۶به رقیب سفری وعدهٔ رفتن دادی
  7. شمارهٔ ۵۵۷بریدی از من آن پیوند با بدخواه هم کردی
  8. شمارهٔ ۵۵۸اگر آگه ز اخلاص من آزرده دل گردی
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.