پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۸

از قید عهد بنده تو خود رسته بوده‌ای

عهدی نهفته هم به کسی بسته بوده‌ای

خواب گران صبح خبر داد ازین که دوش

در بزم کرده آن چه توانسته بوده‌ای

مرغ دل آن نبود که ناید به دام تو

گویا تو بی‌محل ز کمین جسته بوده‌ای

آورده‌ای بپرسش حالم رقیب را

خوش ملتفت به حال من خسته بوده‌ای

گفتن چه احتیاج که غیری نبوده است

در خانهٔ دلم که تو پیوسته بوده‌ای

گفتی دلت که برده ندانسته‌ام بگو

در دلبری تو این همه دانسته بوده‌ای

در برم بهر خدمت شایسته رقیب

ای محتشم تو این همه بایسته بوده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۰بیش از دی گرم استغنا زدن گردیده‌ای
  2. شمارهٔ ۵۵۱بر دل فکنده پرتو نادیده آفتابی
  3. شمارهٔ ۵۵۲ای گل خودرو چه بد کردم که خوارم ساختی
  4. شمارهٔ ۵۵۳اگر مقدار عشق پاک را دلدار دانستی
  5. شمارهٔ ۵۵۴کاش یارم از ستم دایم مکدر داشتی
  6. شمارهٔ ۵۵۵مرا به دست غم خود گذاشتی رفتی
  7. شمارهٔ ۵۵۶به رقیب سفری وعدهٔ رفتن دادی
  8. شمارهٔ ۵۵۷بریدی از من آن پیوند با بدخواه هم کردی
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.