پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۶

من کیستم به دوزخ هجران فتاده‌ای

وز جرم عشق دل به عقوبت نهاده‌ای

تشریف وصل در بر اغیار دیده‌ای

با دل قرار فرقت دل دار داده‌ای

از جوی یار بر سر آتش نشسته‌ای

وز رشگ غیر بر در غیرت ستاده‌ای

پا از ره سلامت دوران کشیده‌ای

بر خود در ملامت مردم گشاده‌ای

در شاه راه جور کشی پر تحملی

در وادی وفا طلبی کم اراده‌ای

در کامکاری از همه آفاق کمتری

در بردباری از همه عالم زیاده‌ای

چون محتشم عنان هوس داده‌ای ز دست

وز رخش کامرانی دوران پیاده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۸از قید عهد بنده تو خود رسته بوده‌ای
  2. شمارهٔ ۵۴۹دی باز جرعه نوش ز جام که بوده‌ای
  3. شمارهٔ ۵۵۰بیش از دی گرم استغنا زدن گردیده‌ای
  4. شمارهٔ ۵۵۱بر دل فکنده پرتو نادیده آفتابی
  5. شمارهٔ ۵۵۲ای گل خودرو چه بد کردم که خوارم ساختی
  6. شمارهٔ ۵۵۳اگر مقدار عشق پاک را دلدار دانستی
  7. شمارهٔ ۵۵۴کاش یارم از ستم دایم مکدر داشتی
  8. شمارهٔ ۵۵۵مرا به دست غم خود گذاشتی رفتی
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.