پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۱

به دست دیده عنان دل فکار مده

مرا ببین و به چشم خود اختیار مده

ز غیرت ای گل نازک ورق چو دامن پاک

کشیدی از کف بلبل به چنگ خار مده

به رشک دادن من در دو روزه رنجش خود

هزار مست هوس را به بزم بار مده

به غیر کامده زان زلف تابدار به رنج

به غیر شربت شمشیر آب‌دار مده

غرور سد نگه شد خدای را زین بیش

شراب ناز به آن چشم پر خمار مده

بز جر منصب فرهادیم بده اما

ز حکم خسرویم سر به کوهسار مده

هزار وعدهٔ پر انتظار دادی و رفت

کنون که وعده قتل است انتظار مده

گرفته تیغ تو چون در نیام ناز قرار

نوید قتل به جان‌های بی‌قرار مده

اگر به هیچ نمی‌ارزم از زبون کشیم

به دست چشم سیه مست جان شکار مده

وگر به کار تو می‌آیم از برای خودم

نگاه دار و به چنگال روزگار مده

غرض اطاعت حکم است محتشم زین نظم

به طول دردسر آن بزرگوار مده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۳پند گوی تو چه‌ها تا به تو فهمانیده
  2. شمارهٔ ۵۴۴قلم نسخ بران بر ورق حسن همه
  3. شمارهٔ ۵۴۵نمی‌دانم ز خود افتادگان داری خبر یا نه
  4. شمارهٔ ۵۴۶من کیستم به دوزخ هجران فتاده‌ای
  5. شمارهٔ ۵۴۷صبح مرا به ظن غلط شام کرده‌ای
  6. شمارهٔ ۵۴۸از قید عهد بنده تو خود رسته بوده‌ای
  7. شمارهٔ ۵۴۹دی باز جرعه نوش ز جام که بوده‌ای
  8. شمارهٔ ۵۵۰بیش از دی گرم استغنا زدن گردیده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.