پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۶

مدعی در مجلسم جا می‌دهد پهلوی تو

تا شود آگاه اگر ناگاه بینم روی تو

از خطایی گه گهم بنواز در پهلوی خویش

تا به تقریب سخن چشم افکنم بر روی تو

نیست رویت در مقابل لیک می‌گوید به من

صد سخن هر جنبشی از گوشهٔ ابروی تو

غیر نگذارد که گردم با سگانت آشنا

تا شوم رسوا اگر گردم به گرد کوی تو

باد را نگذارد از تدبیر در کویت رقیب

تا نیارد سوی من روز جدائی بوی تو

راز چون گوئی به کس رشگم کند کز شرح آن

بی‌زبان با من بگوید نرگس جادوی تو

بر سخن دارند گوش اصحاب و دارد محتشم

چشم در وقت سخن بر چشم مضمون گوی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۸زلف معنبر برفشان گو جان ما بر باد شو
  2. شمارهٔ ۵۲۹ای سرو گلندام که داری کمر از مو
  3. شمارهٔ ۵۳۰ای نرد حسن باخته با آفتاب و ماه
  4. شمارهٔ ۵۳۱امشب اندر بزم آن پرهیز فرما پادشاه
  5. شمارهٔ ۵۳۲باز برخاسته از دشت بلا گرد سپاه
  6. شمارهٔ ۵۳۳از نسیم آن خطم در حیرت از صنع اله
  7. شمارهٔ ۵۳۴زهی کرشمهٔ تو را سرمه‌سای چشم سیاه
  8. شمارهٔ ۵۳۵یار از جعد سمن‌سا مشک بر گل ریخته
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.