پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۷

چون به رخ عرق فشان میکشی آستین فرو

آب حیات میرود پیش تو در زمین فرو

بی‌خبر آمدی فرو در دل بینوای من

شاه به خانهٔ گدا نامده این چنین فرو

در ره آن سهی قدم پای به گل شده فرو

آه اگر بیاورد سر به من حزین فرو

گشته سوار و خورده می من همه جا روان ز پی

تا دگری نیاردش مست ز پشت زین فرو

نرگس چشم ساحرت چون زند آتشم به دل

ریزد از آب دیده‌ام صد گل آتشین فرو

وجه سفید ره نیم سجدهٔ توست وای اگر

خاک در سرای تو ریزدم از جبین فرو

قابل خسروی بود هرکه بسان محتشم

سر به غلامی آورد پیش تو بر زمین فرو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۹ای سرو گلندام که داری کمر از مو
  2. شمارهٔ ۵۳۰ای نرد حسن باخته با آفتاب و ماه
  3. شمارهٔ ۵۳۱امشب اندر بزم آن پرهیز فرما پادشاه
  4. شمارهٔ ۵۳۲باز برخاسته از دشت بلا گرد سپاه
  5. شمارهٔ ۵۳۳از نسیم آن خطم در حیرت از صنع اله
  6. شمارهٔ ۵۳۴زهی کرشمهٔ تو را سرمه‌سای چشم سیاه
  7. شمارهٔ ۵۳۵یار از جعد سمن‌سا مشک بر گل ریخته
  8. شمارهٔ ۵۳۶جلوهٔ آن حور پیکر خونم از دل ریخته
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.