پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۲

ای همچو آهوان دلم دم شکار تو

جانها فدای آهوی مردم شکار تو

تا آهوان چشم تو رفتند از نظر

چشمم سفید شد به ره انتظار تو

آهوی دشت از تو به کام و من اسیر

در شهر مانده همچو سگان داغدار تو

حقاکه گر به خاک برابر کنی مرا

یک ذره بردلم ننشیند غبار تو

نبود غریب اگر به ترحم نظر کنی

بر محتشم که هست غریب دیار تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۴کاکل که سر نهاده به طرف جبین تو
  2. شمارهٔ ۵۲۵هر که دیدم چو نی از غم به فغانست که تو
  3. شمارهٔ ۵۲۶مدعی در مجلسم جا می‌دهد پهلوی تو
  4. شمارهٔ ۵۲۷چون به رخ عرق فشان میکشی آستین فرو
  5. شمارهٔ ۵۲۸زلف معنبر برفشان گو جان ما بر باد شو
  6. شمارهٔ ۵۲۹ای سرو گلندام که داری کمر از مو
  7. شمارهٔ ۵۳۰ای نرد حسن باخته با آفتاب و ماه
  8. شمارهٔ ۵۳۱امشب اندر بزم آن پرهیز فرما پادشاه
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.