پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۳

بت پرستی را شعار خود کنم تا یار من

از خدای خود نترسد چون کند آزار من

سر ز تقوی پا ز مسجد دست از طاعت کشم

تا شود آن نامسلمان راضی از اطوار من

کوشم اندر معصیت چندان که گردم کشتنی

تا بود در کشتن من بی‌گنه دلدار من

دوستان را حضم خود سازم که بعد از کشتنم

خون من قطعا نخواهند از بت خونخوار من

دشمنان را دوست دارم تا پس از قتلم نهد

این گنه بر گردن ایشان مه پرکار من

گو سیه شو رویم از ترک عبادت تا مرا

بندهٔ یک رنگ خود داند پری رخسار من

محتشم خواهد به خاک تیره یکسان خویش را

تا مرا دیگر به کام خویش بیند یار من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۵یارب که خواند آیت عجر و نیاز من
  2. شمارهٔ ۴۸۶به زیر لب سخنگویان گذشت آن دلربا از من
  3. شمارهٔ ۴۸۷ای خدنگ مژه‌ات عقده گشای دل من
  4. شمارهٔ ۴۸۸ای به بالا فتنه سرگردان بالای تو من
  5. شمارهٔ ۴۸۹گر شود از دیده نهان ماه من
  6. شمارهٔ ۴۹۰ز بس کز توست زیر بارجان مبتلای من
  7. شمارهٔ ۴۹۱چو می‌خواهد که نامم نشنود بیگانه رای من
  8. شمارهٔ ۴۹۲با وجود وصل شد زندان حرمان جای من
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.