پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۹

گر شود از دیده نهان ماه من

دود برآرد ز جهان آه من

از نگه من به تمنای خویش

آه گر افتد به گمان ماه من

آن که به پندست مرا سود خواه

از همه بیش است زیان خواه من

از تو به جان آمدم اندیشه کن

جان من از نالهٔ جانکاه من

بندگیت جان من بینواست

جان من از من مستان شاه من

باش به هوش ای دل غافل که چرخ

در ره او کنده نهان چاه من

محتشم افسرده رهی داشتم

نیک زد آن سرو روان راه من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۱چو می‌خواهد که نامم نشنود بیگانه رای من
  2. شمارهٔ ۴۹۲با وجود وصل شد زندان حرمان جای من
  3. شمارهٔ ۴۹۳سرگرمئی کو تا نهم از کنج عزلت پا برون
  4. شمارهٔ ۴۹۴از سپاه حسن آخر یک سوار آمد برون
  5. شمارهٔ ۴۹۵با او شبی از دیر می‌خواهم خراب آیم برون
  6. شمارهٔ ۴۹۶دو دل ربا که بلای دلند و آفت دین
  7. شمارهٔ ۴۹۷چو در چوگان زدن آن مه نگون گردد ز پشت زین
  8. شمارهٔ ۴۹۸به دوستی خودم میکشی که رای من است این
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.