پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۵

با او شبی از دیر می‌خواهم خراب آیم برون

او برقع شرم افکند من از حجاب آیم برون

خوش آن که طرح سیر شب اندازد آن مست خراب

من دامن ظلمت دران با آفتاب آیم برون

عذر گنه گویم چنان کز کشتن من بگذرد

گر آن قدر بخشد امان کز اضطراب آیم برون

در ورطهٔ عشق بتان ناکرده خود راامتحان

کشتی در آب انداختم تا چون ز آب آیم برون

تا حشر عشق از بهر من خواهد فروزد آتشی

کافتم اگر یک دم درو در دم کباب آیم برون

راندم به میدان چون فرس کز تیرباران بلا

از موج خیز خویشتن گلگون رکاب آیم برون

از ابر احسان قطره‌ای در دوزخ هجران چکان

تا محتشم یابد امان من از عذاب آیم برون

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۷چو در چوگان زدن آن مه نگون گردد ز پشت زین
  2. شمارهٔ ۴۹۸به دوستی خودم میکشی که رای من است این
  3. شمارهٔ ۴۹۹پردهٔ ما میدری کائین زیبائیست این
  4. شمارهٔ ۵۰۰حسن می‌نازد به رخسارت چه رخسارست این
  5. شمارهٔ ۵۰۱بر رخ به قصد دل منه زلف دو تا را بیش از این
  6. شمارهٔ ۵۰۲جانا مران رخش جفا بر خاکساران بیش از این
  7. شمارهٔ ۵۰۳آینه بردار و حسن جان فزای خویش بین
  8. شمارهٔ ۵۰۴شاهانه رخش راندن آن خردسال بین
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.