پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۶

دو دل ربا که بلای دلند و آفت دین

دلم به غمزه آن رفت و دین به عشوهٔ این

یکی ز غایت عرفان گلیست پرده‌گشا

یکی ز عین حیا غنچه است پرده‌نشین

یکی به کام حریفان نموده خنده ز لب

یکی به عارض تابنده همچو در ثمین

یکی به عارض تابنده رشک ماه فلک

یکی به قامت رعنا بلای روی زمین

یکی ز طره سرچین نموده مشگ ختا

یکی ز عقده گیسو گشوده ناقه چین

یکی به قصد من از ابروان کشیده کمان

یکی چو چشم خود از گوشه‌ها گشوده کمین

ز دست هر دو دل محتشم شکاف شکاف

گهی به تیغ عداب و گهی به خنجر کین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۸به دوستی خودم میکشی که رای من است این
  2. شمارهٔ ۴۹۹پردهٔ ما میدری کائین زیبائیست این
  3. شمارهٔ ۵۰۰حسن می‌نازد به رخسارت چه رخسارست این
  4. شمارهٔ ۵۰۱بر رخ به قصد دل منه زلف دو تا را بیش از این
  5. شمارهٔ ۵۰۲جانا مران رخش جفا بر خاکساران بیش از این
  6. شمارهٔ ۵۰۳آینه بردار و حسن جان فزای خویش بین
  7. شمارهٔ ۵۰۴شاهانه رخش راندن آن خردسال بین
  8. شمارهٔ ۵۰۵ز دیده در دلم ای سرو دل ربا بنشین
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.