پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۰

حسن می‌نازد به رخسارت چه رخسارست این

فتنه می‌بارد ز رفتارت چه رفتارست این

بلبلان را جای گلزارست و عصمت کرده است

قدسیان را مرغ گلزارت چه گلزارست این

نقد جان آرند و دشنام از لب لعلت خرند

بس فریبنده است بازارت چه بازارست این

آن که می‌گردد به جرم دیدنت بسمل همان

می‌نماید میل دیدارت چه دیدارست این

با وجود این همه مردم کشیها هیچ‌کس

نیست ناراضی ز اطوارت چه اطوارست این

از دلم گفتم خبرداری شدی خندان که نه

محض اقار است انکارت چه انکارست این

محتشم با آن که مشتاقند خوبان شعر را

یار بیزار است ز اشعارت چه اشعارست این

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۲جانا مران رخش جفا بر خاکساران بیش از این
  2. شمارهٔ ۵۰۳آینه بردار و حسن جان فزای خویش بین
  3. شمارهٔ ۵۰۴شاهانه رخش راندن آن خردسال بین
  4. شمارهٔ ۵۰۵ز دیده در دلم ای سرو دل ربا بنشین
  5. شمارهٔ ۵۰۶چون برفروزد آینه زان آفتاب رو
  6. شمارهٔ ۵۰۷مراست رشتهٔ جان کاکل معنبر او
  7. شمارهٔ ۵۰۸آن کوست قبلهٔ همه کس قبله‌جو در او
  8. شمارهٔ ۵۰۹تائبم از می به دور نرگس غماز او
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.