پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۹

تائبم از می به دور نرگس غماز او

تا نگویم در سر مستی به مردم راز او

می‌شوم غمگین اگر سوی خود آوازم کند

زان که می‌ترسم رقیبی بشنود آواز او

با وجود آن که یک نازش به صد جان می‌خرم

کرده استغنای عشقم بی‌نیاز از ناز او

تیر او مرغیست دست آموز و مرغ روح ما

چون دل طفلان به پرواز است از پرواز او

هر کرا بینم که دم گرمست ازو ایمن نیم

زان که می‌ترسم به تقریبی شود دمساز او

ترک من شد مست و بر دوش رقیب انداخت دست

وه که شد ملک دلم ویران ز دست انداز او

هر کجا مطرب ز نظم محتشم خواند این غزل

آفرین کردند بر طبع سخن پرداز او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۱آن منتظر گدازی چشم سیاه او
  2. شمارهٔ ۵۱۲باز امشب ز اقتضای شوخ طبعی‌های او
  3. شمارهٔ ۵۱۳زآب دو دیده گل کنم خاک در سرای او
  4. شمارهٔ ۵۱۴حرف در مجلس نگویم جز به هم زانوی او
  5. شمارهٔ ۵۱۵یارب آن مه را که خواهم زد قضا در کوی او
  6. شمارهٔ ۵۱۶شبم ز روز گرفتارتر به مشغلهٔ تو
  7. شمارهٔ ۵۱۷گفتم ز پند من شود تغییر در اطوار تو
  8. شمارهٔ ۵۱۸ای مرا دلبر و دل آرا تو
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.