پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۳

زآب دو دیده گل کنم خاک در سرای او

تا نشود ز آه من محو نشان پای او

روی به خاکپای او شب به خیال میهنم

دست رسی دگر مرا نیست به خاکپای او

گشت به تلخاکیم لیک خوشم که در جهان

کس نکشید همچو من آرزوی جفای او

آن که ز پای تا به سر گشته بلای جان من

دور مباد یه نفس از سر من بلای او

نقش سم سمند او هر که نشان دهد بمن

گر همه خاک ره بو چشم من است جای او

گرچه ز فقر دمبدم گشت زیاد محتش

محتشمم لقب نشد تا نشدم گدای او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۵یارب آن مه را که خواهم زد قضا در کوی او
  2. شمارهٔ ۵۱۶شبم ز روز گرفتارتر به مشغلهٔ تو
  3. شمارهٔ ۵۱۷گفتم ز پند من شود تغییر در اطوار تو
  4. شمارهٔ ۵۱۸ای مرا دلبر و دل آرا تو
  5. شمارهٔ ۵۱۹رساند جان به لبم روزگار فرقت تو
  6. شمارهٔ ۵۲۰ای گردن بلند قدان در کمند تو
  7. شمارهٔ ۵۲۱صیدی که لعب عشق فکندش به بند تو
  8. شمارهٔ ۵۲۲ای همچو آهوان دلم دم شکار تو
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.