پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۰

ای گردن بلند قدان در کمند تو

رعنائی آفریده قد بلند تو

بر صرصری سوار وز دل می‌برد قرار

طرز گران خرامی رعنا سمند تو

خوش نرخ خندهٔ تو به بازار آرزو

افکنده در مزاد لب نوشخند تو

من چون کنم که طور بد ناپسند من

گردد پسند خاطر مشکل پسند تو

چندم فتاده بینی و گوئی که کیست این

بیمار تو شکسته تو دردمند تو

دردت مباد و باد بر آتش سپندوار

چشم حسود از پی دفع گزند تو

قتلش رواست گر همه صید حرم بود

آن صید کاضطراب کند در کمند تو

باید که به نواخت ز صید گریزپای

آن صید به که دست دهد خود به بند تو

پای گریز محتشم از دور بسته است

عشق دراز سلسلهٔ صید پند تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۲ای همچو آهوان دلم دم شکار تو
  2. شمارهٔ ۵۲۳زهی بالا بلندان سر به پیش از اعتدال تو
  3. شمارهٔ ۵۲۴کاکل که سر نهاده به طرف جبین تو
  4. شمارهٔ ۵۲۵هر که دیدم چو نی از غم به فغانست که تو
  5. شمارهٔ ۵۲۶مدعی در مجلسم جا می‌دهد پهلوی تو
  6. شمارهٔ ۵۲۷چون به رخ عرق فشان میکشی آستین فرو
  7. شمارهٔ ۵۲۸زلف معنبر برفشان گو جان ما بر باد شو
  8. شمارهٔ ۵۲۹ای سرو گلندام که داری کمر از مو
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.