پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۸

آن کوست قبلهٔ همه کس قبله‌جو در او

و آن روست قبله‌ای که کند کعبهٔ رو در او

آیینه ساز چشم من این شیشه ساخته

نوعی که جز تو کس ننماید نکو در او

ز آب و هوای لطف تو گلزار کام ماست

باغ شکفته صد گل بی‌رنگ و بو در او

داری دلی که هست محل ملایمت

بد خوئی هزار بت تندخو در او

کویت چه گلشن است که از دجله‌های چشم

جاری تراست خون دل از آب جو در او

باید به آب داد کتابی که هیچ جا

نبود حدیث حرمت جام و سبو در او

زین کلبه نگذرید تماشائیان که هست

دیوانه‌ای از آن بت زنجیر مو در او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۰دوش چون دیدم نهان در روی آتشناک او
  2. شمارهٔ ۵۱۱آن منتظر گدازی چشم سیاه او
  3. شمارهٔ ۵۱۲باز امشب ز اقتضای شوخ طبعی‌های او
  4. شمارهٔ ۵۱۳زآب دو دیده گل کنم خاک در سرای او
  5. شمارهٔ ۵۱۴حرف در مجلس نگویم جز به هم زانوی او
  6. شمارهٔ ۵۱۵یارب آن مه را که خواهم زد قضا در کوی او
  7. شمارهٔ ۵۱۶شبم ز روز گرفتارتر به مشغلهٔ تو
  8. شمارهٔ ۵۱۷گفتم ز پند من شود تغییر در اطوار تو
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.