پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۷

مراست رشتهٔ جان کاکل معنبر او

فغان اگر سر موئی شود کم از سر او

نه کاکل است که بر سر فتاده سر و مرا

همای حس فکنده است سایه بر سر او

برابری به مه او روی نکرد مهی

که رو نساخت چو آیینه در برابر او

اگر نقاب گشاید گل سمنبر من

به گلستان چه نماید گل و سمن بر او

مرا ز دولت صد سالهٔ وصال آن به

که غیر یک نفس آواره باشد از در او

چو قتل بی‌گنهان خواهی ای فلک ز نهار

بریز خلق من اول ولی به خنجر او

چو محتشم شرف این بس که خلق دانندم

کمین بنده‌ای از بندگان کمتر او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۹تائبم از می به دور نرگس غماز او
  2. شمارهٔ ۵۱۰دوش چون دیدم نهان در روی آتشناک او
  3. شمارهٔ ۵۱۱آن منتظر گدازی چشم سیاه او
  4. شمارهٔ ۵۱۲باز امشب ز اقتضای شوخ طبعی‌های او
  5. شمارهٔ ۵۱۳زآب دو دیده گل کنم خاک در سرای او
  6. شمارهٔ ۵۱۴حرف در مجلس نگویم جز به هم زانوی او
  7. شمارهٔ ۵۱۵یارب آن مه را که خواهم زد قضا در کوی او
  8. شمارهٔ ۵۱۶شبم ز روز گرفتارتر به مشغلهٔ تو
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.