پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۶

چون برفروزد آینه زان آفتاب رو

رو سوی هر که آورد آتش زند در او

سیلاب تیغ بار چنان تیز رو فتاد

کز سرگذشت آب و مرا تر نشد گلو

زلف تو جادوئیست برآتش گرفته جا

چشم تو آهوئیست به مردم گرفته خو

مشرب رواج یافته چندان که محتسب

می می‌کشد به بزم حریفان سبو سبو

در دیر رکرد غسل به می آن که زا ورع

بر اسمان نگاه نمی‌کرد بی‌وضو

ای دوستان فغان که من ساده لوح را

کشتند بی‌گناه بتان بهانه جو

از دولت گدائی آن ماه محتشم

بهر تو آمد این لقب از آسمان فرو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۸آن کوست قبلهٔ همه کس قبله‌جو در او
  2. شمارهٔ ۵۰۹تائبم از می به دور نرگس غماز او
  3. شمارهٔ ۵۱۰دوش چون دیدم نهان در روی آتشناک او
  4. شمارهٔ ۵۱۱آن منتظر گدازی چشم سیاه او
  5. شمارهٔ ۵۱۲باز امشب ز اقتضای شوخ طبعی‌های او
  6. شمارهٔ ۵۱۳زآب دو دیده گل کنم خاک در سرای او
  7. شمارهٔ ۵۱۴حرف در مجلس نگویم جز به هم زانوی او
  8. شمارهٔ ۵۱۵یارب آن مه را که خواهم زد قضا در کوی او
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.