پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۱

آن منتظر گدازی چشم سیاه او

جانیست در تن نگه گاه‌گاه او

خوش کامرانیست در اثنای قهر و خشم

دیدن به دست میل عنان نگاه او

در عین بسملم در انکار اگر زند

من با سر بریده شوم خود گواه او

هست از سر بریده او یک رهم امید

جنبیدن لبی که شود عذرخواه او

آن رتبه کو که بی‌حرکت سازم از دعا

دست فرشته‌ای که نویسد گناه او

الماس ریزه ریخته در چشم غیرتم

هر برگ گل که ریخته در خوابگاه او

او گرد غم فشانده ز حرمان به روی من

من خاک کوچه رفته ز مژگان ز راه او

زلفش سپاه خسرو حسنست وین عجب

کاسباب قوت است شکست سپاه او

منشین ز سوز محتشم ایمن که بر فلک

داغیست هر ستاره‌ای از دود آه او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۳زآب دو دیده گل کنم خاک در سرای او
  2. شمارهٔ ۵۱۴حرف در مجلس نگویم جز به هم زانوی او
  3. شمارهٔ ۵۱۵یارب آن مه را که خواهم زد قضا در کوی او
  4. شمارهٔ ۵۱۶شبم ز روز گرفتارتر به مشغلهٔ تو
  5. شمارهٔ ۵۱۷گفتم ز پند من شود تغییر در اطوار تو
  6. شمارهٔ ۵۱۸ای مرا دلبر و دل آرا تو
  7. شمارهٔ ۵۱۹رساند جان به لبم روزگار فرقت تو
  8. شمارهٔ ۵۲۰ای گردن بلند قدان در کمند تو
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.