پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۱

بر رخ به قصد دل منه زلف دو تا را بیش از این

در کشور خود سر مده خیل بلا را بیش از این

صد ره شکست ای رشک مه حسنت دل و دین را سپه

برطرف مه طرف کله مشکن خدا را بیش از این

دل کرده ساز ای نوش لب در وعده قانونی عجب

گر داری آهنگ طرب بنواز ما را بیش از این

نخل ترت در پیرهن چون نیکشر شد پرشکن

محکم مبند ای سیمتن بند قبا را بیش از این

میدان ظلم از اشک ما شد جای لغزشهای پا

جولان مده بهر خدا رخش جفا را بیش از این

ای دل که می‌آمد روان تیرش ز قدرت بر نشان

ترسم نداری در کمان تیر دعا را بیش از این

پرسان ز حال محتشم هستی ولی بسیار کم

پرسند ارباب کرم حال گدا را بیش از این

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۳آینه بردار و حسن جان فزای خویش بین
  2. شمارهٔ ۵۰۴شاهانه رخش راندن آن خردسال بین
  3. شمارهٔ ۵۰۵ز دیده در دلم ای سرو دل ربا بنشین
  4. شمارهٔ ۵۰۶چون برفروزد آینه زان آفتاب رو
  5. شمارهٔ ۵۰۷مراست رشتهٔ جان کاکل معنبر او
  6. شمارهٔ ۵۰۸آن کوست قبلهٔ همه کس قبله‌جو در او
  7. شمارهٔ ۵۰۹تائبم از می به دور نرگس غماز او
  8. شمارهٔ ۵۱۰دوش چون دیدم نهان در روی آتشناک او
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.