پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۳

آینه بردار و حسن جان فزای خویش بین

انتخاب نسخهٔ صنع خدای خویش بین

در خرامش بر قفا چشم افکن ای زنجیر مو

یک جهان مجنون کشان اندر قفای خویش بین

ای که برافتادگان چون باد میرانی سمند

یک ره آخر زیر پای باد پای خویش بین

ای که در مهد همایون میروی سلطان صفت

از زکوة سلطنت سوی گدای خویش بین

ای جمالت شمع صد پروانه سر برکن ز بام

مرغ جان را پرزنان گرد سرای خویش بین

از قبای تنگ بیرون‌آ و جیب یوسفان

تا به دامن چاک از رشگ قبای خویش بین

بینوا در دهر بسیار است اما محتشم

بینوای توست سوی بینوای خویش بین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۵ز دیده در دلم ای سرو دل ربا بنشین
  2. شمارهٔ ۵۰۶چون برفروزد آینه زان آفتاب رو
  3. شمارهٔ ۵۰۷مراست رشتهٔ جان کاکل معنبر او
  4. شمارهٔ ۵۰۸آن کوست قبلهٔ همه کس قبله‌جو در او
  5. شمارهٔ ۵۰۹تائبم از می به دور نرگس غماز او
  6. شمارهٔ ۵۱۰دوش چون دیدم نهان در روی آتشناک او
  7. شمارهٔ ۵۱۱آن منتظر گدازی چشم سیاه او
  8. شمارهٔ ۵۱۲باز امشب ز اقتضای شوخ طبعی‌های او
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.