پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۲

جانا مران رخش جفا بر خاکساران بیش از این

زاری ببین خواری مکن با بردباران بیش از این

کردم نگاهی آرزو و آن هم نکردی از جفا

دارند چشم ای بی‌وفا یاران ز یاران بیش از این

دل کرده ساز ای نوش لب در وعده قانونی عجب

گرمی مکش آتش مزن در خامکاران بیش از این

بر گرد زنگی گشت جان ز آب دم تیغت ولی

زان ابرِ تر می‌داشت دل امید باران بیش از این

ای از ازل بر آتشست ساکن سپند جان ما

تسکین مجو تمکین مخواه از بی‌قراران بیش از این

تازان به جولانگه درا کز ناز بر اهل وفا

توسن نتازند از جفا رعنا سواران بیش از این

هر دم به بزم ای محتشم ساقی کشانت می‌کشد

باشند در قید ورع پرهزگاران بیش از این

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۴شاهانه رخش راندن آن خردسال بین
  2. شمارهٔ ۵۰۵ز دیده در دلم ای سرو دل ربا بنشین
  3. شمارهٔ ۵۰۶چون برفروزد آینه زان آفتاب رو
  4. شمارهٔ ۵۰۷مراست رشتهٔ جان کاکل معنبر او
  5. شمارهٔ ۵۰۸آن کوست قبلهٔ همه کس قبله‌جو در او
  6. شمارهٔ ۵۰۹تائبم از می به دور نرگس غماز او
  7. شمارهٔ ۵۱۰دوش چون دیدم نهان در روی آتشناک او
  8. شمارهٔ ۵۱۱آن منتظر گدازی چشم سیاه او
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.