پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۴

شاهانه رخش راندن آن خردسال بین

در خردی آن بزرگی و جاه و جلال بین

بر ماه تازه پرتو حسنش نظر فکن

صد آفتاب تعبیه در یک هلال بین

شد فتنهٔ زمانه مهش بدر ناشده

پیش از کمال حسن نمود جمال بین

ز آثار حسن او اثر از آدمی نماند

این حسن آدمی کش بی‌اعتدال بین

مردم که وقت پرسش حالم به محرمی

پنهان اشاره کرد که تغییر حال بین

گفتم که فرض گشته مرا پای بوس تو

سوی رقیب دید که فرض محال بین

یک باره گشت پاس درش مشتغل به من

هان ای حسود دولت بی‌انتقال بین

شد شهره تا ابد به غلامیش محتشم

این خسروی و سلطنت بی زوال بین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۶چون برفروزد آینه زان آفتاب رو
  2. شمارهٔ ۵۰۷مراست رشتهٔ جان کاکل معنبر او
  3. شمارهٔ ۵۰۸آن کوست قبلهٔ همه کس قبله‌جو در او
  4. شمارهٔ ۵۰۹تائبم از می به دور نرگس غماز او
  5. شمارهٔ ۵۱۰دوش چون دیدم نهان در روی آتشناک او
  6. شمارهٔ ۵۱۱آن منتظر گدازی چشم سیاه او
  7. شمارهٔ ۵۱۲باز امشب ز اقتضای شوخ طبعی‌های او
  8. شمارهٔ ۵۱۳زآب دو دیده گل کنم خاک در سرای او
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.