پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۹

پردهٔ ما میدری کائین زیبائیست این

عالمی را ساختی رسوا چه رسوائی است این

جلوه کردی با قد رعنا و کشتی خلق را

ای جهانی کشته قدت چه رعنائی است این

وضع بدمستانه‌ات زد مجلس یاران بهم

رسم یاری یا طریق مجلس آرائیست این

هرکه در راهی به عزت کشته‌ای را دید و گفت

صید ناوک خورده آن ترک یغمائی است این

هرکجا بوی می‌آمد رفتی آنجا همچو باد

باده پیمائی نگویم باد پیمائی است این

جیب چندین تهمت آلوده است حالا از تو چاک

گر بدانی موجب صد دامن آلائیست این

دی شنید از محتشم هرچند تلخ آن نوش لب

گفت از بی‌طاقتی و ناشکیبائی است این

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۱بر رخ به قصد دل منه زلف دو تا را بیش از این
  2. شمارهٔ ۵۰۲جانا مران رخش جفا بر خاکساران بیش از این
  3. شمارهٔ ۵۰۳آینه بردار و حسن جان فزای خویش بین
  4. شمارهٔ ۵۰۴شاهانه رخش راندن آن خردسال بین
  5. شمارهٔ ۵۰۵ز دیده در دلم ای سرو دل ربا بنشین
  6. شمارهٔ ۵۰۶چون برفروزد آینه زان آفتاب رو
  7. شمارهٔ ۵۰۷مراست رشتهٔ جان کاکل معنبر او
  8. شمارهٔ ۵۰۸آن کوست قبلهٔ همه کس قبله‌جو در او
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.