پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۴

از سپاه حسن آخر یک سوار آمد برون

کافتاب از شرم رویش شرمسار آمد برون

همچو نخل‌تر که باد تند ازو ریزد ثمر

پر نگاه و عشوه ریز و غمزه بار آمد برون

کار مرگ آن دم شد آسان کز قد آن نخل‌تر

از نیام دهر تیغ آب‌دار آمد برون

بر فلک شد پر نفیر از بانگ پیکانان بلند

غالبا امروز شاه کامکار آمد برون

وضع سرمستانه‌اش بازار سرمستان شکست

گرچه کم شد نشئه غالب خمار آمد برون

داده تا قتل که را با خود قرار امشب که باز

تیغ بر کف چین بر ابرو بی‌قرار آمد برون

انتظاری داده بودم بر درش با خود قرار

ناگه آن سرو روان بی‌انتظار آمد برون

خط رویت خاست یا در عهدت از طوفان حسن

آفتاب عالم آرا از غبار آمد برون

نقد قلب محتشم در بوتهٔ عشق بتان

رفت بر ناقص ولی کامل عیار آمد برون

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۶دو دل ربا که بلای دلند و آفت دین
  2. شمارهٔ ۴۹۷چو در چوگان زدن آن مه نگون گردد ز پشت زین
  3. شمارهٔ ۴۹۸به دوستی خودم میکشی که رای من است این
  4. شمارهٔ ۴۹۹پردهٔ ما میدری کائین زیبائیست این
  5. شمارهٔ ۵۰۰حسن می‌نازد به رخسارت چه رخسارست این
  6. شمارهٔ ۵۰۱بر رخ به قصد دل منه زلف دو تا را بیش از این
  7. شمارهٔ ۵۰۲جانا مران رخش جفا بر خاکساران بیش از این
  8. شمارهٔ ۵۰۳آینه بردار و حسن جان فزای خویش بین
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.