پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۲

ساخت شب مرا سیه دود دل فکار من

روزم اگر چنین بود وای به روزگار من

چون دهد از غم توام آه به باد نیستی

آینهٔ سپهر را تیره کند غبار من

ابر بلابرون خیمه ز موج خیز غم

چون ز درون علم کشد آه شراره بار من

تا تو قرار داده‌ای قتل مرا به تیغ خود

صبر فرار کرده است از دل بی‌قرار من

تا ز نظاره‌ات مرا ساخت به عشق مبتلا

گوشه بگوشه می‌جهد چشم گناهکار من

به ز نخست محتشم باز رسم به کار خود

گر دگر آن غزاله را چرخ کند شکار من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۴در ملک بودی اگر یک ذره عشق یار من
  2. شمارهٔ ۴۸۵یارب که خواند آیت عجر و نیاز من
  3. شمارهٔ ۴۸۶به زیر لب سخنگویان گذشت آن دلربا از من
  4. شمارهٔ ۴۸۷ای خدنگ مژه‌ات عقده گشای دل من
  5. شمارهٔ ۴۸۸ای به بالا فتنه سرگردان بالای تو من
  6. شمارهٔ ۴۸۹گر شود از دیده نهان ماه من
  7. شمارهٔ ۴۹۰ز بس کز توست زیر بارجان مبتلای من
  8. شمارهٔ ۴۹۱چو می‌خواهد که نامم نشنود بیگانه رای من
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.