پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۱

از آن پیش رقیبان مهر ورزد یار من با من

که خواهد بیش گردد کینهٔ اغیار من با من

به این بخت زبون و طالع پستی که من دارم

عجب گر سر در آرد سرو گل رخسار من با من

نمی‌دانم چه می‌گوید ز بدگویان که می‌گوید

به این تلخی سخن شوخ شکر گفتار من با من

مرا کز رنجش اغیار دایم دل گران گشتی

چسان بینم که باشد سر گران دلدار من با من

دل زارم چو برد آن شوخ و شد بیگانه دانستم

که می‌کرد آشنائی از پی آزار من با من

ز کید خصم پیش یار من مقدار من کم شد

نمی‌دانم چه دارد خصم بی‌مقدار من با من

به کویش محتشم چون ره برم شبهای تنهائی

اگر همره نباشد آه آتش‌بار من با من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۳بت پرستی را شعار خود کنم تا یار من
  2. شمارهٔ ۴۸۴در ملک بودی اگر یک ذره عشق یار من
  3. شمارهٔ ۴۸۵یارب که خواند آیت عجر و نیاز من
  4. شمارهٔ ۴۸۶به زیر لب سخنگویان گذشت آن دلربا از من
  5. شمارهٔ ۴۸۷ای خدنگ مژه‌ات عقده گشای دل من
  6. شمارهٔ ۴۸۸ای به بالا فتنه سرگردان بالای تو من
  7. شمارهٔ ۴۸۹گر شود از دیده نهان ماه من
  8. شمارهٔ ۴۹۰ز بس کز توست زیر بارجان مبتلای من
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.